راست صحنه
مترادفها
روی صحنه
متضادها
چپ صحنه
فرهنگستان زبان و ادب
{stage right, house left, opposite prompt side, OP} [سینما و تلویزیون، هنرهای نمایشی] قسمتی از صحنه که در طرف راست بازیگر قرار دارد و از دید تماشاگر طرف چپ صحنه محسوب می شود
ویکی واژه
قسمتی از صحنه که در طرف راست بازیگر قرار دارد و از دید تماشاگر طرف چپ صحنه محسوب میشود.
جمله سازی با راست صحنه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در گوشهٔ بالایی سمت راست صحنه و همسطح با نماد فروهر، یک دایرهٔ کامل که هلالی در درون دارد، دیده میشود. این گوی میتواند نگارهٔ توأمان ماه و خورشید (شب و روز) یا نگارهٔ ماه در دو هنگام بدر و هلال باشد. اما به عقیدهٔ شاپور شهبازی، چون این هلال رو به پایین و قرصدار است، نشاندهندهٔ ماه شبهای بیستم تا بیستودوم در ایران است و ممکن است به رمز، پایان عمر داریوش را بیان کردهباشد.
💡 کارگردان به بازیگر دستور داد که در هنگام ورود به صحنه، دقیقاً از سمت راست صحنه حرکت کند تا نورپردازی روی چهرهاش درست باشد.
💡 طراح دکوراسیون فضای نمایش، وسایل مورد نیاز را در سمت راست صحنه قرار داد تا فضای کافی برای حرکت بازیگران در مرکز قرار داشته باشد.
💡 در تمرینات اولیه تئاتر، تمرکز اصلی بر این بود که هر شخصیت در جای درست خود، یعنی سمت راست صحنه، ایستاده و واکنش نشان دهد.