لغت نامه دهخدا
پولادپیکان. [ پ َ / پ ِ ] ( ص مرکب ) تیر که پیکان پولادین دارد. || دارنده پیکان پولادین.
پولادپیکان. [ پ َ / پ ِ ] ( ص مرکب ) تیر که پیکان پولادین دارد. || دارنده پیکان پولادین.
( صفت ) ۱- دارند. پیکان پولادین آن که پیکان فولادین دارد. ۲- تیری که پیکان پولادین دارد.
💡 از آوردگه پیل برتافت روی ز پیکان پولاد شد چاره جوی
💡 به پولاد پیکان دهانش بدوخت همی خار زان زهر او برفروخت
💡 ز غم نعره شان بانگ و فریاد گشت ز پیکان جگر کان پولاد گشت
💡 تو نیزه بسنگ سیه در گذاری تو پیکان ز پولاد بیرون جهانی
💡 ایا شهریاری که کوه سیه را بسنبی به پیکان پولاد پیکر