پل فرماندهی
فرهنگستان زبان و ادب
{navigating bridge, bridge , flying bridge} [حمل ونقل دریایی] جایگاهی در بالاترین نقطۀ شناور که دید کاملی به مقابل و اطراف دارد و محل اصلی فرماندهی شناور است
ویکی واژه
جایگاهی در بالاترین نقطۀ شناور که دید کاملی به مقابل و اطراف دارد و محل اصلی فرماندهی شناور است.
جمله سازی با پل فرماندهی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گرچه بر فرمانروایان جهان فرماندهی سر نمی پیچی ز فرمان خدا در هیچ کار
💡 گل کند در وحشت دردسر فرماندهی چون شرر از سنگ ریزد زین نگینها نامها
💡 ۱۰ مه ۱۷۷۵ : تشکیل دومین کنگره قارهای در فیلادلفیا و تشکیل ارتش قارهای به فرماندهی جورج واشینگتن
💡 عمر جاویدان نگردد جمع با فرماندهی آب خضر از جام اسکندر کشیدن مشکل است
💡 لشکر دوازدهم اتحادیه به سرفرماندهی سرلشکر جوزف مانسفیلد و فرماندهی تیپها بر عهده
💡 در این حال فرماندهی عالی لهستان همچنان در تلاش برای ادامه بسیج نیرو و استقرار آنها در مرز بود.
💡 افسران ارشد در حین عملیاتهای حساس دریایی، تمامی تصمیمات استراتژیک و حیاتی خود را از داخل پل فرماندهی کشتی با دقت بسیار بالا اتخاذ میکنند.
💡 در فیلمهای علمی-تخیلی، پل فرماندهی سفینه فضایی معمولاً مرکز کنترل اصلی است که کاپیتان از طریق آن با تمام بخشهای مختلف فضاپیما ارتباط برقرار میکند.
💡 مهندسان دریایی باید اطمینان حاصل کنند که تمامی تجهیزات ارتباطی و ناوبری در پل فرماندهی کشتی به درستی کار میکنند تا از بروز هرگونه حادثه جلوگیری شود.