پس ستدن

مترادف‌ها

پس گرفتن، بازپس‌گیری، استرداد

متضادها

بخشیدن، دادن، عطا کردن

لغت نامه دهخدا

پس ستدن. [ پ َ س ِ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به پس ستاندن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱- چیز داده را گرفتن فراز گرفتن باز گرفتن واستدن استرداد: کتابش را پس گرفت. ۲- مکافات یافتن پاداش یافتن پاد افراه یافتن: از هر دست که بدهی پس میگیری. یا پی گرفتن بایع سلعه را از مشتری. متاع فروخته را از مشتری پس گرفتن وردبهای آن. یا پس گرفتن درس از طفل. درس خوانده را از طفل پرسیدن.

جمله سازی با پس ستدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ماند وابسته گل بلبل غافل در باغ عاریت کاش توانم ستدن بال و پرش

💡 مال یتیمان ستدن، ساز نیست بگذر ازین، غارت ابخاز نیست

💡 ناید سخنم در دل تو، ز آنکه به گفتار نتوان ستدن قلعه‌ای از آهن و از روی

💡 بو رافع میگوید: چون جبرئیل این سخن بگفت، رسول خدا بمن فرمود که در خانهای مدینه بگرد، و هر جا که سگ بینی بکش. گفتا: سگان را چندان که یافتم کشتم. رسول خدا حرام کرد داشتن آن و فروختن و بهای آن ستدن، و ذلک‌

💡 بس دیر همی‌ زاید آبستنِ خاک، آری دشوار بود زادن، نطفه ستدن آسان

💡 یک بوسه بخواهم ستدن من ز تو زیراک رسم است ز شاهان ستدن شکر شاهی

💡 دادگاه حکم صادر کرد که شرکت موظف است تمام مبالغ و اموال غیرقانونی را از متهم پس ستد و به خزانه دولت بازگرداند.

💡 در قراردادهای تجاری، بندی برای پس ستدن دارایی‌های گرو گذاشته شده است تا در صورت عدم ایفای تعهدات، حقوق طرف مقابل حفظ شود.

💡 دولت تلاش می‌کند تا از طریق سیاست‌های سختگیرانه مالیاتی، حقوق عمومی را که از طریق تقلب‌های اقتصادی از دست رفته، پس ستد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران