فرهنگستان زبان و ادب
{cart service} [گردشگری و جهانگردی] شیوه ای از پذیرایی که در آن میزبان غذا را در تالار در کنار میز مهمانان آماده و عرضه می کند
{cart service} [گردشگری و جهانگردی] شیوه ای از پذیرایی که در آن میزبان غذا را در تالار در کنار میز مهمانان آماده و عرضه می کند
شیوهای از پذیرایی که در آن میزبان غذا را در تالار در کنار میز مهمانان آماده و عرضه میکند.
💡 هر روز وی سر میز تلفن نشسته و با ستاد (قرارگاه)های ارتشهای خود در تماس بود، به طوری که ارتش با انبوهی از «بمباران کاغذی لودندورف» که شامل اوامر و فرامین وی، دستورالعملها و استعلام اطلاعات بودند، روبرو شده بود. اثر انگشت وی در تک تک تلاشهای جنگی آلمان دیده میشد.
💡 یک روز سر میز مطالعه نشسته بودم ناگهان همین فکر رشته افکار مرا پاره کرد که، تا کی تیرگی روابط بین ایران و عراق ادامه خواهد داشت، پولی نداریم و در غربتیم.
💡 و شب هم شام که دایر کرده بودند اتفاقاً فکر میکردند که بهمن بیگی سر میز نباید بیاید مرحوم علم صندلی خودش را میدهد به بهمن بیگی که بنشیند و بعد مجبور میشوند یک صندلی دیگر میآورند.