واجب الوجود بالذات

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] واجب در لغت به معنای ضروری و حتمی است. و در اصطلاح فلسفه «واجب بالذات»، موجودی است که در ذات خود با قطع نظر از هر چیز دیگر، وجود برایش ضروری است. در مقابل «ممکن الوجود» که وجود برای آن ضروری نیست و می تواند معدوم باشد.انحصار موجود در این دو قسم، عقلی می باشد و بیشتر از این دو، قسم دیگری متصوّر نیست، زیرا از نظر عقلی یا وجود برای یک موجود ضرورت دارد یا نه؛ قسم اول را واجب الوجود نامند و اگر وجود ضرورت نداشته باشد یا عدم برای آن ضروری است که این قسم از دایرۀ موجودات بیرون بوده و نمی توان آنرا از اقسام وجود به حساب آورد. و یا عدم نیز همانند وجود ضرورت ندارد، چنین موجودی را که نه وجود برایش ضروری است و نه عدم، ممکن الوجود نامند.لازم به ذکر است تقسیمی که گفته شد با نظر به خود وجود و با قطع نظر از هر چیز دیگر می باشد اما از سوی دیگر هر موجود ممکنی تا به مرحلۀ ضرورت نرسد و تمام راه های عدم بر او بسته نشود وجود نخواهد یافت و چنین ضرورتی برای موجود از ناحیه علتش داده می شود بنابراین هر موجود ممکنی نیز ضرورت دارد که به آن ضرورت بالغیر (وجوب بالغیر) گفته می شود.
برای اثبات واجب الوجود برهان های متعددی آورده شده که ما در این جا به یکی از مهم ترین و متقن ترین آن ها که از راه تحلیل خود وجود هستی ما را به واجب می رساند، اشاره می کنیم:بیان برهان: بدون شک واقعیتی در عالم خارج وجود دارد حال این واقعیت یا خودش واجب بالذات است یا مستلزم واجب بالذا ت می باشد. اگر خود واقعیت واجب بالذات باشد مطلوب ما ثابت می شود و اگر این واقعیت واجب نباشد لاجرم ممکن الوجود خواهد بود و هر ممکن الوجود ی نیازمند به واجب است زیرا موجود ممکن در ذات خود نه اقتضای وجود دارد و نه اقتضای عدم بنابراین نیازمند به موجود دیگری است که بالذات وجود داشته باشد و به او هستی بدهد.
منابع:
اطبائی، محمد حسین؛ بدائة الحکمة، تحقیق علی زارعی، قم، موسسه نشر اسلامی، ۱۴۲۲، چ ۱۸، ص ۵۵.۲- شیرازی، صدرالدین محمد؛ الحکمة المتعالیة فی الاسفار الاربعة، بیروت، داراحیاء التراث، ۱۴۱۰، چ۴، ج۶، ص۲۶.
منبع
سایت پژوهه
...

جمله سازی با واجب الوجود بالذات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 البته اين اسم مبارك مختص به ذات واجب الوجود است. در تفسير صافى از حضرت رضاعـليـه السلام نقل شده كه فرمتود: ... آنها اءقرب الى اسم اءلاعظم من ناظر العين الىبـيـاضـهـا يعنى: كلمه الله نزديك ترين اسم است باسم اءعظم كه ازناظر چشم به سفيدى چشم نزديكتر است. (35)

💡 اگـر بـى عـلت بـه وجـود نـيـامده اند، و نيز خود علت خويش نبوده اند، آيا واجب الوجود وخـالق آسمانها و زمينند؟ و اگر مبداء عالم هستى نيستند آيا خداوند امر خلقت آسمان و زمين رابه آنها واگذارده ؟ و به اين ترتيب مخلوقى هستند

💡 او مى گويد: ((موجوداتى كه در اين عالمند، همه ممكن الوجودند كه مى شود باشند، ولىحتما نبايد باشند. اين ممكن بايد بر موجودى كه وجودش ضرورى است - كه حتما بايدباشد و واجب الوجود است - اعتماد داشته باشد)).

💡 و پس ازاينكه مى بينيم چنين شيئى كه تصور وقوعش مستلزم تناقض ‍ عقلى نيست (و تصوّرعدم وقوعش نيز مستلزم تناقض نيست ) واقع شده و در خارج وجود دارد، بر اساساصل علت تامّه، حكم مى كنيم كه لابد علت تامه دارد و آن همان وجود واجب الوجود است )).

💡 ولى اين تقرير مانند ساير تقريرهايى كه كرده اند، به درد نفى چند اله واجب الوجودمى خورد، و ما گفتيم كه وثنى مذهبان خود اقرار دارند بر اينكه واجب الوجود يكى است وآلهه خود را واجب الوجود نمى دانند، علاوه بر اين بعضى از مقدمات كه براىدليل مذكور آورده مخدوش است.

💡 با نيل به مغزاى سر و توحيد صمدى قرآنى هوالاول و الاخر و الظاهر و الباطن روشن است كه واجب الوجود تعالى يكتاى همه است كه لميكن له كفوا احد و ما سوايش همه فيض اويند و چون همه فيض اويند همه روابط محضه وتعلقات و تدليات صرفه اند كه فقر وجودى دارند و به اضافه اشراقيه حقبرقرارند.

کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
کژ یعنی چه؟
کژ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز