لغت نامه دهخدا
هم پالکی. [ هََ ل َ ] ( ص مرکب ) دو تن که دارای افکار و اندیشه های مشابه اند و یک شیوه زندگی کنند. جور. مناسب.
هم پالکی. [ هََ ل َ ] ( ص مرکب ) دو تن که دارای افکار و اندیشه های مشابه اند و یک شیوه زندگی کنند. جور. مناسب.
( ~. ل ) (ص. ) = هم پالگی: ۱ - (عا. ) کسی که با دیگری در یک پالکی و کجاوه نشیند. ۲ - (کن. ) کسانی که با هم جور و مناسب اند، هم ردیف.
کسی که با دیگری در یک پالکی یا کجاوه بنشیند.
هم پالگی:
کسی که با دیگری در یک پالکی و کجاوه نشیند.
کسانی که با هم جور و مناسب اند، هم ردیف.
💡 تمامی راههای جنوب، جنوب شرقی و شرق در مسیر راه زیارتی - مذهبی به مشهد منتهی میگردید در محلی به نام طرق به هم میپیوستند که اکنون به آن راه کهنه فاضل (راه قدیمی نیشابور به توس) گویند. این راه به صورت گذرگاهی است با عرض متغیر بین ۲ تا ۶ متر که در شیبهای تند با پلکانهایی کم ارتفاع و عریض امکان تردد را با وسایل بی چرخ نظیر کجاوه، پالکی، عماری و… فراهم میکرده است. این راه در جوار روستای ده غیبی قرار گرفته است.
💡 وی در سال ۱۸۷۰ در تریمباک متولد شد. خانهٔ آنها ۳۰ کیلومتر با شهر ناسیک در مهاراشترا فاصله داشت. پدرش دانشمندی فاضل بود. پالکی جوان به هنر علاقهمند شد و تحصیلات خود را در سال ۱۸۸۵ در شهر بمبئی شروع کرد. پس از آن در سال ۱۸۹۰ به دانشگاهی در شهر وادودارا رفت. او مجموعه ای از رشتههای هنری از جمله عکاسی، لیتوگرافی، معماری، مهندسی، و فیلمسازی را آموخت.