هم وطا

لغت نامه دهخدا

هم وطا. [ هََ وِ ] ( ص مرکب ) دو تن که در یک جا و بر یک فرش نشینند. همنشین:
رخت از این گنبد برون بر گر حیاتی بایدت
زآنکه تا در گنبدی با مردگانی هم وطا.خاقانی.

فرهنگ فارسی

دو تن که در یک جا و بر یک فرش نشینند همنشین

جمله سازی با هم وطا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ور سپهر از کاروان عصمتش باز اوفتد بر سر نعشش فرو درند این نیلی وطا

💡 ان ناشئه الليل هى اشد وطا و اقوم قيلا ان لك فى النهار سبحا طويلا

💡 رخت از این گنبد برون بر، گر حیاتی بایدت زان که تا در گنبدی با مردگانی هم وطا

💡 چون وحش پای بند سپهر و زمین مباش منگر وطای ازرق و مگزین غطای خاک

💡 هم پای دل مبند در این تنگ در، قفس هم دست جان بشوی ازین آبگون وطا

💡 گیرم چون گل نه‌ای ساخته خونین لباس کم ز بنفشه مباش دوخته نیلی وطا