لغت نامه دهخدا
نیل گاو. ( اِ مرکب ) آهوی سپیدپای.( ناظم الاطباء ). نیله گاو. نیله گو. ( یادداشت مؤلف ).
نیل گاو. ( اِ مرکب ) آهوی سپیدپای.( ناظم الاطباء ). نیله گاو. نیله گو. ( یادداشت مؤلف ).
( اسم ) پستانداری است از دست. تهی شاخان و از تیر. گاوان وحشی که بیشتر در هندوستان میزید. جث. این حیوان بانداز. یک گوزن بزرگ است شاخهایش کوتاه و رنگ موهایش خاکستری متمایل به آبی است حیوانی است چابک و قوی که در مزارع و مراتع اطراف جنگلهای انبوه میزید این حیوان را بمنظور استفاده از گوشت و پوستش شکار میکنند: گاو نیله نیله گو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زئوس عاشق او شد. هرا به این علاقه پی برد، زئوس او را به گاوی سفید تبدیل کرد. هرا آگاه شد و آرگوس صد چشم را به نگهبانی او گماشت زئوس به دست هرمس آرگوس را از پا درآورد و سپس هرا خرمگسی را مامور آزار یو کرد و خرمگس وی را همه جا دنبال میکرد تا آنکه او به رود نیل رسید و در آنجا شکل انسانی خود را بازیافت و آنجا پسری برای زئوس به دنیا آورد.