لغت نامه دهخدا
نقاره چی. [ ن َ / ن َق ْ قا رَ / رِ ] ( ص مرکب ) چوبک زن. ( یادداشت مؤلف ). نقاره زن. نقارچی. نوازنده نقاره. رجوع به نقارچی شود.
- امثال:
نقاره چی کم بود یکی هم از میمند آوردند.
نقاره چی. [ ن َ / ن َق ْ قا رَ / رِ ] ( ص مرکب ) چوبک زن. ( یادداشت مؤلف ). نقاره زن. نقارچی. نوازنده نقاره. رجوع به نقارچی شود.
- امثال:
نقاره چی کم بود یکی هم از میمند آوردند.
( ~. ) [ ع - تر. ] (ص مر. ) نوازندة نقاره.
کسی که در نقاره خانه نقاره می نوازد، نقاره زن.
(صفت اسم ) ۱ - نوازنده نقاره کسی که در نقاره خانه بنواختن اشتغال دارد. ۲ - عضو دسته نوازندگانی که سابقا هنگام طلوع و غروب آفتاب (مخصوصا ) در نقاره خانه پایتخت و شهرهای بزرگ نوازندگی میکردند.
نوازندة نقاره.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نقاره به انواع و اندازههای مختلف و در نقاط مختلف ایران وجود دارد.
💡 تپه کولی سفلی مربوط به سدههای اولیه و میانی دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان گرمی، بخش مرکزی، دهستان اجارود شمالی، روستای نقاره واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ شهریور ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۱۹۳۹۴ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 قدیمیترین سند دربارهٔ تاریخچه نقارهنوازی در مشهد، مربوط به گزارش فضل بن روزبهان خنجی در کتاب مهماننامه بخارا است.
💡 در بخش بالایی این بنا، جایگاه دیدهبانی، نقارهزنی و گذر نیروهای نظامی طراحی شدهاست. در کاشیکاریهای این بنا عناصری برای یادبود کودتای سوم اسفند و فتح تهران به دست رضاخان وجود دارد که از آن میان میتوان تخریب برج و بارو با گولههای توپ، رضاشاه در حال تیراندازی، دو فرشته پیروزی را نام برد.
💡 داغلی محله: در منتهیالیه شمال شرقی شهر، در جوار جنگل نقاره خانه (نارخانا به تلفظ رامیانی)
💡 بیشتر فرهنگهای فارسی واژه «دُرّه» را که مستعمل در میان فارسیزبانان بودهاست به معنای پوستی چند که برهم دوزند و گناهکاران را به آن بزنند و گاه نقاره و دهل را بدان نوازند (یعنی دَوال) آوردهاند. ملکالشعرا حکیم روحی گوید: