ناوک زدن

مترادف‌ها

قایق‌رانی، پارو زدن

لغت نامه دهخدا

ناوک زدن. [ وَ زَ دَ ] ( مص مرکب ) ناوک انداختن.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ناوک انداختن.

جمله سازی با ناوک زدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دل را نشان ناوک آفات کرده‌اند هر دم زدن به خانهٔ آیینه ماتم است

💡 در غروب آرام ساحل، پیرمرد با مهارت بسیار زیادی مشغول ناوک زدن در آب‌های مواج دریا بود و به خاطرات قدیمی خود فکر می‌کرد.

💡 شاعر در بسیاری از اشعار خود از تصویر ناوک زدن بر روی رودخانه آرام برای نشان دادن حرکت بی‌صدای زمان و گذر عمر استفاده کرده است.

💡 کودکان با هیجان بسیار زیادی در کنار رودخانه نشسته بودند و با تماشای مردی که مشغول ناوک زدن بود، از زیبایی طبیعت لذت می‌بردند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران