لغت نامه دهخدا
ناهار کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ناهار خوردن. طعام خوردن به نیمروز:
در دکان چلوی با وی ناهار کنم.ایرج.
ناهار کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ناهار خوردن. طعام خوردن به نیمروز:
در دکان چلوی با وی ناهار کنم.ایرج.
( مصدر ) غذاخوردن دروسط روزنهارخوردن: دردکان چلوی باوی ناهارکنم.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برای اینکه بتوانیم بستر نظری مناسب تری فراهم کنیم، فردی را در نظر بگیرید که میخواهد یک مسئله را بهینهسازی کند. با در نظر داشتن این که چرا این مسئله به وجود آمده، آن فرد میتواند آز آن دانش پیش زمینه برای انتخاب الگوریتم مناسب برای حل مسئله استفاده کند. اگر آن فرد نداند که چطور از دانش پیش زمینه خود استفاده کند، یا اگر دانش پیش زمینهای نداشته باشد، آنگاه با این مسئله مواجه میشود که آیا بعضی الگوریتمها در دنیای واقعی بهتر از دیگر الگوریتمها عمل میکنند یا نه. نویسندگان برهان "(تقریباً) هیچ ناهار مجانی نیست" پاسخ این مسئله را منفی می دانند، اما فکر میکنند امکان کاربردی کردن الگوریتم وجود دارد.
💡 نیک که متوجه ونیس میشود به آن جا میرود. وقتی تیلدا پدر بزرگش را میبیند در آب میپرد و شروع به شنا کردن میکند. در ان لحظه که با پدر بزرگ خود برخورد میکند. پدربزرگ تیلدا را به خاطر نمیآورد. بعد روانهٔ هتل میشوند که به والدین خود برخورد میکند. انها با هم ناهار میخورند و به شهر بازمیگردند تیلدا و والدین خود با کمک دکتر به او کمک میکنند که در همین وضع و بهتر بماند