«ناخوش داشتن» ترکیبی فعلی در زبان فارسی است که به معنای دوست نداشتن، نپسندیدن یا احساس بیمیلی و نارضایتی نسبت به چیزی یا کسی به کار میرود. این عبارت از «نا» بهعنوان پیشوند نفی و «خوش داشتن» به معنای دوست داشتن ساخته شده است و مفهوم مخالفت و عدم رغبت را میرساند. «ناخوش داشتن» معمولاً برای بیان احساس درونی منفی بهکار میرود که شدت آن کمتر از نفرت و بیشتر از بیتفاوتی است. این ترکیب در متون ادبی و رسمی فارسی کاربرد بیشتری دارد و نسبت به واژههای محاورهای، لحنی مؤدبانهتر دارد. هنگامی که فرد امری را ناخوش میدارد، به این معناست که از آن احساس رضایت یا علاقه ندارد. این واژه میتواند در بیان نظر شخصی، داوری اخلاقی یا واکنش احساسی به موقعیتها استفاده شود. «ناخوش داشتن» بار معنایی منفی ملایمی دارد و معمولاً بدون تندی یا خشونت کلامی بیان میشود.
ناخوش داشتن
لغت نامه دهخدا
ناخوش داشتن. [ خوَش ْ / خُش ْ ت َ ] ( مص مرکب ) نپسندیدن. پسند نکردن. خوش نداشتن. ناپسند شمردن. کراهت داشتن. استنکار. تسخط. تطهم. || تنغیص. ناگوار کردن. تباه کردن. مکدر کردن:
پیوسته غمت مرا مشوش دارد
عیش خوش من عشق تو ناخوش دارد.علیشاه بن سلطان تکش.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) دارای مریض بودن پرستاری بیمار رابعهده داشتن.