یک ترکیب وصفی است که از دو جزء اصلی تشکیل شده است: مفعول و مطلق. در زبان عربی، واژهٔ مفعول به عنوان اسم مفعول، بیانگر معنای انجامشده یا تحقّقیافته است، که دلالت بر وقوع هر نوع عملی، چه متعدی و چه لازم، دارد. در ادامه، واژهٔ مطلق که اسم مفعول از باب إفعال (أطلق) است، به معنای آزاد و رهاشده به کار میرود (أطلقت الأسیر إذا حللت إساره و خلّیت عنه). در اصطلاح نحو، مفعول مطلق مصدری است که برای تأکید عامل خود (فعل)، یا بیان نوع یا شمارۀ آن به کار میرود؛ برای مثال، در جملهٔ کَلَّمَ اللهُ موسی تکلیماً، فعل کَلَّمَ عامل است و مصدر تکلیماً آن را تأکید مینماید.
وجه تسمیه این ساختار نحوی به مفعول به این دلیل است که آنچه از فاعل در جریان یک فعل صادر میشود، اساساً یک حَدَث است و مصدر نیز دقیقاً دلالت بر همین حدَث دارد. بنابراین، میتوان گفت که مصدر در واقع نمود تحقق یافتهٔ فاعل در فعل است. با این توضیح روشن میشود که از منظر مفهومی، مفعول حقیقی در ساختار فعلی، همان مصدر است که بیانگر اصل عمل صورتگرفته میباشد و این انتساب به مفعول، بر اساس نقش دلالتی آن بر وقوع عمل است.