مفت بر
مترادفها
رایگان
لغت نامه دهخدا
مفت بر. [ م ُ ب َ ] ( نف مرکب ) آنکه رایگان و بدون رنج و زحمت چیزی را می برد. ( ناظم الاطباء ). || آدمی که در قمار تقلب کند و پول طرف را به حیله و تزویر و با کلاه سازی بگیرد. ( فرهنگ لغات عامیانه جمالزاده ). مقامری که بی داشتن نقدی در حلقه مقامران درآمده و ببرد. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
فرهنگ فارسی
آنکه رایگان و بدون رنج و زحمت چیزی را می برد.
جمله سازی با مفت بر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شعلهای بودمکنون خاکسترم مفت طلب سوختن عریانیام راجامهٔ احرام کرد
💡 بپیش قاضی و مفتی به خون خود دهم فتوی که نتواند بگیرد در قیامت کس عنانش را
💡 من عاشق آن مهوشم مفتون موی دلکشم عاشق که رسوا میشود پنهان ندارد راز را
💡 و آن كس كه در منظرش تويى و در قلبش تو، چه نيازى دارد كه ديگران را ببيند يانبيند. كه اين ها هرگز مردان خدا را به طمع نمى اندازد كه آن ها مفتون جمالى دلبرانهتر و مجذوب جلوه اى دلرباترند:
💡 دریغا حال آن مجنون که باشد بر پری مفتون که نه او را تواند دید و نه حرفی توان گفتن
💡 ۳. رساله رباعی (۱۳۵۸). تألیف مفتی سعدالله مرادآبادی. اصفهان: چاپخانه عرفان.