مرغ حق گو

لغت نامه دهخدا

مرغ حق گو. [ م ُ غ ِ ح َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) مرغ حق گوی. مرغ حق. شباهنگ. نوعی جغد است، که به تصور عامه به دو پا از درخت آویزان شود و به آواز بلند حق حق گوید و آن را مرغ زیرک نیز گویند. ( غیاث ):
دل مرغ حقگو مگر خون شود
که از چنگش این نغمه بیرون شود.ملاطغرا.و رجوع به مرغ حق شود.

جمله سازی با مرغ حق گو

💡 مرغ حق خواند هر دم، در دل شب ای ماه، کز شب عاشق آه چشم جهان خفته، عاشق خون گرید

💡 در سدهٔ بیستم این سرده را با سردهٔ مرغ حق ادغام می‌کردند اما امروزه بررسی‌های زیستی، رفتاری و ژنتیکی نشان داده‌است که این‌گونه‌ها، جنس جدایی را تشکیل می‌دهند.

💡 همان‌گونه که در جغدها معمول است، مادهٔ مرغ حق نیز جثه بزرگ‌تری از نر آن دارد. همهٔ گونه‌های مرغ حق کوچک‌جثه و چابک هستند.

💡 حدود ۴۶۴ گونه پرنده در یمن ثبت شده‌اند که ده تای آنها بوم‌زاد این کشور و شامل سارگپه سقطرا، مرغ حق سقطرا، سبدنشین سقطرا، سسک سقطرا، سار سقطرا، شهدخوار سقطرا، صعوه ابروسفید، زردپره سقطرا، گنجشک سقطرا و گنجشک عبد الکوری هستند.

💡 مرغ حق معمولاً تمام شب را بی‌حرکت و ساکت روی شاخه‌ها می‌نشیند و هر از گاهی با صدایی لرزان، سکوت شب را می‌شکند. صدای این پرنده طوری است که بعضی از مردم فکر می‌کنند «حق، حق» می‌گوید.