مؤیدالدین بن محمود جندی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] مؤیدالدین بن محمود جَندی، عارف و شاعر قرن هفتم می باشد.
او را مؤیدالدین صوفی نیز خوانده اند. در باره شرح حال وی اطلاعات اندکی وجود دارد. تاریخ ولادتش معلوم نیست. بر اساس نامش، او را اهل شهر جند دانسته اند. تنها منبع موثق در شرح حال او، مطالب پراکنده ای است که از خلال آثارش (شرح فصوص الحکم، ونفحة الروح وتُحْفَة الفُتوح) یافت می شود.
آغاز سلوک
در آغاز، پدر و مادر و خویشان جندی او را از سلوک منع می کردند، اما وی با تفأل به قرآن کریم و بنابر آیه ۲۴ سوره توبه، اموال خود را به پدرش داد، کابین همسرش را پرداخت و به سیر و سلوک روی آورد، به حج رفت و بعدها (ظاهراً در قونیه) نزد صدرالدین قونیوی (متوفی ۶۷۲) راه یافت و مقامات عارفانه خویش را در خانقاه و مَدْرس او طی نمود و از او اجازه ارشاد گرفت. جندی بسیار تحت تأثیر قونیوی بود و خود به این امر تصریح کرده است. وی به مقام معنوی و فضیلت باطنی استاد و استادِ استاد خود (ابن عربی) چنان معتقد بود که در تمام شئون و مراحل زندگی، نه فقط در مشکلات عرفانی و علمی، بلکه در گشودن گره های زندگی نیز از باطن آنان مدد می جست. فَناری وی را از فرزندان الاهی قونیوی به شمار آورده و تصریح کرده که در شرح مفتاح الغیب قونیوی، علاوه بر افادات ابن عربی و قونیوی و سعیدالدین فَرغانی (متوفی ۷۰۰)، از ذوق و فهم عرفانی مؤیدالدین جندی مدد گرفته است. جامی او را عارف کامل و جامع علوم ظاهری و باطنی دانسته است. مؤیدالدین جندی دارای حوزه تدریس بود و شاگردان قونیوی برای حل مشکلات علمی خود به او مراجعه می کردند. به نظر آشتیانی، جندی و فرغانی آثار یکدیگر را دیده بودند، ازاین رو، مطالبی که در شرح تائیه فرغانی آمده در آثار جندی تکرار نشده و مباحثی را که جندی به تفصیل از آن ها سخن گفته، فرغانی در آثارش به اجمال به آن ها پرداخته است.
زکاوت
هیچ یک از شارحان ابن عربی در فهم افکار وی از جندی بی نیاز نبوده اند، چنانکه عبدالرزاق کاشانی (متوفی ۷۳۶) و داوود قیصری (متوفی ۷۵۱) و برخی دیگر از شارحان فصوص الحکم، تحت تأثیر او بوده اند. جندی معاصر جلال الدین مولوی (۶۰۴ـ۶۷۲) بود و خود را از جمله نیازمندان او می دانست.
وفات
...

جمله سازی با مؤیدالدین بن محمود جندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ۶۵۶ق (۱۲۵۸میلادی) فرستادگان هولاکو از او خواستند که تسلیم شود و خود یا وزیرش مؤیدالدین بن العلقمی به نزد او بیاید، ولی مستعصم اعتنا نکرد و هلاکو دستور محاصره بغداد را داد. مغول‌ها با استفاده از ماشین‌های دژشکن و منجنیق تلاش کردند تا دیوارهای شهر را بشکنند و بخش قابل توجهی را تصرف کردند. مستعصم که اقبال کمی برای بازپس‌گیری دیوارها داشت، تلاش کرد تا مذاکره کند ولی هولاکو رد کرد. حدود ۳۰۰۰ نفر از سرشناسان بغداد سعی کردند با هولاکو مذاکره کنند اما همه به قتل رسیدند. پنج روز بعد، شهر تسلیم شد، اما مغول‌ها سه روز بعد وارد شهر شدند و یک هفته کشتار و ویرانی آغاز شد. خلیفه با نزدیکانش در یکشنبه ۴ صفر ۶۵۶ قمری تسلیم شدند. هولاکو از ریختن خون خلیفه بخاطر عقاید خود ترس داشت. برخی می‌گویند خلیفه را در قالی پیچیدند و تا حد مرگ زدند. برخی نیز می‌گویند خلیفه را در آب غرق کردند تا خونی نریزد.

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
کردار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز