فراخ دیده

لغت نامه دهخدا

فراخ دیده. [ ف َ دی دَ / دِ ]( ص مرکب ) چشم ودل باز. بخشنده. گشاده نظر:
تنگدستی فراخ دیده چو شمع
خویشتن سوخته برابر جمع.نظامی.رجوع به فراخ آستین و فراخ دست شود.

فرهنگ عمید

= فراخ آستین: تنگدستی فراخ دیده چو شمع / خویشتن سوخته برابر جمع (نظامی۴: ۷۲۸ ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) چشم و دل باز دارای وسعت نظر بخشنده.

ویکی واژه

نک فراخ بین.

جمله سازی با فراخ دیده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همچو در دو دیده هست فراخ مر مرا در رایگان قلم

💡 از نظر اسکلت و فرم صورت و جمجمه نیز اهالی مریانج از سایر همسایگان شهر خود کاملا متمایز میباشند بصورتی که همگی این افراد به مانند مردمان ساکن در استان کردستان دارای بینی بزرگ و کشیده میباشند و استخوان جمجمه ایشان در پشت سر کاملا تخت میباشد که در دیگر نقاط استان همدان به ندرت دیده میشود، از نظر بافت و توده استخوانی نیز دارای شانه هایی فراخ و استخوان هایی ضخیم و متمایل با تنومند میباشند

💡 همه تنگ چشمی پسندیده‌اند فراخی به چشم کسان دیده‌اند

جاز یعنی چه؟
جاز یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز