فرهنگستان زبان و ادب
{grammatical subject, subject} [زبان شناسی] آنچه گزاره دربارۀ آن است و در زبان فارسی معمولاً فعل با آن مطابقه می کند متـ. فاعل، نهاد 2
{grammatical subject, subject} [زبان شناسی] آنچه گزاره دربارۀ آن است و در زبان فارسی معمولاً فعل با آن مطابقه می کند متـ. فاعل، نهاد 2
آنچه گزاره دربارۀ آن است و در زبان فارسی معمولاً فعل با آن مطابقه میکند
💡 در دستور زبان، حالَت ابزاری است که نقش دستوری یک واژه در جمله را نشان میدهد. برای نمونه با استفاده از حالت، میتوان فهمید که آیا یک اسم (نامواژه) در یک جمله، فاعل است، مفعول است یا نقش مِلکی دارد.
💡 در زبانشناسی، حالت فاعلی یا حالت نهادی یکی از حالتهای دستوری اسم یا دیگر اجزای کلام است که عموماً نشان دهده انجامدهنده فعل است یا نشاندهنده نهاد عبارتی یا صفت عبارتی است، که در مقابل مفعول یا دیگر شناسههای فعل قرار دارد. معمولا اسمی که «کاری را انجام میدهد» در حالت فاعلی است، و حالت فاعلی حالتی است که در فرهنگ واژه ها فهرست میشود.
💡 زبان تاتی از آنجا که یکی از زبانهای ایرانی شمال غربی است به فارسی نزدیکی دارد و به گیلکی و مازندرانی و بهخصوص به تالشی شبیه و نزدیکتر میباشد. زبان تاتی همچنین به زبان کردی و اوستایی نزدیک است. تاتی بسیاری از ویژگیهای آوایی، واژگانی و صرف و نحوی کهن همچون تمایز جنس دستوری، ساخت ارگتیو، مادهٔ مجهول، گردش مصوتها، حالت دوگانهٔ فاعلی و غیرفاعلی در اسم و … را حفظ کردهاست.