لغت نامه دهخدا
عودبو. ( ص مرکب ) دارنده بوی عود. دارای بوی خوش چون بوی عود. رجوع به عود شود:
عودبویی بر اوست عودی پوش
صندل آمیز و صندلی بر و دوش.نظامی.
عودبو. ( ص مرکب ) دارنده بوی عود. دارای بوی خوش چون بوی عود. رجوع به عود شود:
عودبویی بر اوست عودی پوش
صندل آمیز و صندلی بر و دوش.نظامی.
دارنده بوی عود دارای بوی خوش چون بوی عود
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دستنوشته ای از نسخه عود باخ از این مجموعه با نام BWV 995 وجود دارد.
💡 پاک گوهر را ز درد و داغ عشق اندیشه نیست در دل آتش دم خوش عود و عنبر میکشد
💡 خلق خوش عود بود انجمن مردان را چون زنان پهن مکن بر سر مجمر دامن
💡 هم قبرس یونانی و هم ترکی از ویولون بعنوان ساز اصلی تکنوازی همراه با عود استفاده میکنند.
💡 لطفی و عاصم و صهبا ز همه باد افضل نظم هر یک بدهد نکهت عود و عنبر!
💡 قول مطبوع از درون سوزناک آید که عود چون همیسوزد جهان از وی معطر میشود