عمل اورده

مترادف‌ها

انجام داده

متضادها

انجام نداده

فرهنگستان زبان و ادب

عمل آورده
{cured} [علوم و فنّاوری غذا] ویژگی فراورده ای که با روش های نگهداری مواد غذایی مانند دودی کردن و خشک کردن و نمک سود کردن و شور انداختن تولید شده باشد متـ. عمل آمده

جمله سازی با عمل اورده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در سالهای اخیر دبیر دبیرستان فرهنگ بوده است. وی دبیر درس تفکر و سواد رسانه ای است.همچنین گفتنی‌ است که دیمیتری متیوف روزنامه نگار و فعال حقوق بشر روس به محمد داوری بسیار علاقه مند بوده و در دوران حبس ایشون در زندان کوشش های فراوانی برای آزادی این زندانی سیاسی به عمل آورده است.

💡 اگر فردی مبتلا به سندرم متابولیک یا یکی از اجزای آن باشد، تغییرات قابل توجه در شیوهٔ زندگی می‌تواند از ابتلا به بیماری‌های مرتبط پیشگیری به عمل آورده یا دست کم ابتلا به آن‌ها را به تأخیر بیندازد.

💡 اقدامات اصلاحی که دولت در سال گذشته انجام داد، در نهایت نتایج بسیار چشمگیری در بهبود وضعیت اقتصادی کشور برای مردم عمل آورده است.

💡 مطالعه گسترده بر روی این موضوع، نتایج و یافته‌های ارزشمندی را برای محققان این حوزه در زمینه درمان بیماری‌های نادر عمل آورده است.

💡 اجرای صحیح و دقیق پروتکل‌های ایمنی در محیط کارخانه، تغییرات بسیار مثبتی در کاهش میزان حوادث و آسیب‌های کاری برای تمامی کارکنان عمل آورده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران