لغت نامه دهخدا
عالی ود. [ وَ ] ( اِخ ) شعبه ای از طایفه عالی انور هفت لنگ بختیاری. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 74 ).
عالی ود. [ وَ ] ( اِخ ) شعبه ای از طایفه عالی انور هفت لنگ بختیاری. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 74 ).
شعبه از طائفه عالی انور هفت لنگ بختیاری.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نام گاهشماری (تقویم) دین یارسان، «گرمسیری سلطانی» است که به دست سید خلیل عالینژاد پایهگذاری شد.
💡 شکسته خاطر من پیش رای عالی تو دو صد دقیقه دراین یک دو بیت مضمر کرد
💡 مصفا جوهری عالی که گیرد خاک از و صفوت منقش جرم نورانی که گردد دهر ازو انور
💡 باب ابوت (۱ نوامبر ۱۹۳۲–۲۳ مارس ۲۰۱۰) از اول سپتامبر ۱۹۹۰ تا ۶ ژوئن ۲۰۰۳ قاضی دادگاه عالی کانزاس بود.
💡 پس از این دستگیری تعدادی از مقامات و فرماندهان عالیرتبه پلیس از کار برکنار یا بازنشسته شدند. این حاکی از نگرانی افراد و سیاستمداران عالیرتبه از دستگیریهای اخیر است.
💡 همه عمر تو در نیکی همه روز تو در شادی دلیلت دولت عالی مُعینت ایزد داور