لغت نامه دهخدا
شش پنجه. [ ش َ / ش ِ پ َ ج َ / ج ِ ] ( اِ مرکب ) نام گیاهی دوایی. ( ناظم الاطباء ). نام دارویی است که آن را کَشنَه بر وزن دشنه می گویند. ( برهان ) ( از آنندراج ). رجوع به کشنه شود.
شش پنجه. [ ش َ / ش ِ پ َ ج َ / ج ِ ] ( اِ مرکب ) نام گیاهی دوایی. ( ناظم الاطباء ). نام دارویی است که آن را کَشنَه بر وزن دشنه می گویند. ( برهان ) ( از آنندراج ). رجوع به کشنه شود.
نام گیاهی دوایی نام دارویی است که آنرا کشنه. بر وزن دشنه می گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 زد بحر پنجه با کف گوهر نثار او خون از عروق پنجه مرجان شد آشکار:
💡 او از سال ۱۸۹۸ به مدت سه سال با بیماری سل دست و پنجه نرم میکرد و در آخر ان را شکست داد. البته این بیماری سبب مرگ پدرش شده بود
💡 دشمن که هنر دید به از پنجه دوست وآن دوست که عیب جوست دشمن به ازوست
💡 مردان ایران پنجه در پنجه با ۲۴ قدرت آسیا/ رکورد بیشترین دوئل با کره جنوبی
💡 پنجه زورآوران از دامنت کوتاه بود بهله دست اکنون بر آن موی کمر خواهد نهاد