گوهر نثار

لغت نامه دهخدا

گوهرنثار. [ گ َ / گُو هََ ن ِ ] ( ص مرکب ) به معنی گوهرنشان. گوهرپاش. گوهرریز. ( از آنندراج ). کسی که جواهر نثار میکند. ( ناظم الاطباء ). رجوع به گوهرفشان شود.

فرهنگ فارسی

( صفت ) کسی که جواهر نثار کند گوهر افشان جواهر ریز.

جمله سازی با گوهر نثار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خدایگان ملوک جهان طغانشه آنک نثار می کند از جود بر جهان گوهر

💡 باد بی‌عنبر چرا شد اینچنین عنبرفشان ابر بی‌گوهر چرا گشت اینچنین‌ گوهر نثار

💡 نسیم صبح و نثار هوا و زیور شاخ یکی عبیر و دوم لولو و سیوم گوهر

💡 مگر گل را عروسی کرد نوروز که ابرش هر زمان گوهر نثار است

💡 بهر نثار بزم حضورش زبحر طبع هر دم محیط نظمی چون گوهر آورد

💡 هم ز کف راد تست آنکه بهنگام رزم بر سر دشمن کند تیغ تو گوهر نثار

بلندگو یعنی چه؟
بلندگو یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز