شش امامی

لغت نامه دهخدا

شش امامی. [ ش َ / ش ِ اِ ] ( اِخ ) شعبه ای از شیعه که به امامت شش تن از امامان معتقدند. ( از یادداشت مؤلف ).

ویکی واژه

شش‌امامی
(گویش نیشابوری): کنایه از مسلمان شیعه اسماعیلی. از کم و کیف ایشان اظلاع درستی در دست نیست.

جمله سازی با شش امامی

💡 محمد عبدی منتقد و پژوهشگر هنر، با اشاره به رویکرد ستایش‌گرانهٔ فیلم در قبال شخصی مثل سعید امامی، مضمون «ماجرای نیمروز» را به‌صراحت خطرناک و بی‌ارتباط با آفرینش هنری می‌داند.

💡 آن امامی که بدو خانه دین شد معمور وان وزیری که ازو دیده ملک است قریر

💡 ز آن هر نفس ز نفس امامی نفس زند کورا نفس ز نفس نفس گوی خویش کرد

💡 امامی‌ کز وجود او جهان برپا بود ورنه صورها بازگشتی جانب نفس هیولانی

💡 شیخ کلینی در اوائل قرن دهم میلادی (چهارم هجری) در کتاب اصول کافی در حدیثی معروف از امام هشتم شیعیان نقش امام در شیعه دوازده امامی را اینگونه شرح می‌دهد:

کص یعنی چه؟
کص یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
ممنون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز