سم تراش

لغت نامه دهخدا

سمتراش. [ س ُ ت َ ] ( اِ مرکب ) افزاری است که بدان سم اسب و جز آن میتراشند. ( ناظم الاطباء ). آلتی است نعلبندان را برای تراشیدن سم.

جمله سازی با سم تراش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بت تراشان غمت گشتند چون فارغ ز کار سینه ام بتخانه گردید و دلم ناقوس شد

💡 یک قلاویز از انتها به صورت محوری وارد قطعه کار می‌شود و رزوه‌هایی داخل سوراخ موجود، تراش می‌دهد. قلاویز مورد نیاز به‌طور معمول با مته ای که سوراخ را ایجاد کرده هم قطر می‌باشد.

💡 گفت رو بر من تو غمخواره مباش بوالفضولا معرفت کمتر تراش

💡 مجازی بر تراشی تا حقیقت ننگ او گردد دویی افشا نمایی تا کنی تحقیق عار او

💡 ماشین تراش از چهار قسمت متمایز تشکیل می‌گردد: ۱- نگهدار مرغک ثابت (۱) که همیشه در سمت چپ کارگر قرار دارد و شامل محور ماشین است.

💡 چون برای بستن قطعات کار در این ماشین از یک یا دو مرغک استفاده می‌شود لذا اسم آن را ماشین تراش مرغک دار گذارده‌اند ضمناً به آن ماشین تراش با میله کشش و هادی و هم چنین ماشین طول تراش هم می‌گویند.

زیستن یعنی چه؟
زیستن یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز