لغت نامه دهخدا
سرمه کردن. [ س ُ م َ /م ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سرمه کشیدن. تکحیل. اکتحال.
سرمه کردن. [ س ُ م َ /م ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) سرمه کشیدن. تکحیل. اکتحال.
سرمه کشیدن. تکحیل. اکتحال.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نظر به سرمه مردم سیه مکن صائب به گریه تا بتوان دیده را جلا کردن
💡 میسرست جلا تا به سرمه عبرت نظر سیه به تماشا نمی توان کردن
💡 به ازای دو واحد نعناع و دو واحد گشنیز، یک واحد خالیواش و یک واحد چوچاق مورد استفاده قرار میگیرد. سبزیها به خوبی پاک و شسته شده و پس از خشک شدن بهوسیلهٔ آسیاب برقی یا چرخ گوشت خُرد شده و به صورت پوره درمیآید. خُرد کردن سبزیها درواقع میباید در ظرفی به نام نمکیار انجام شود و انجام آن چنان با لطافت همراه باشد که ترکیب سبزیجات به سرمه یا حنا شباهت پیدا کند.