سازش کردن

لغت نامه دهخدا

سازش کردن. [زِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) باکسی صلح کردن. آشتی کردن. رفع اختلاف و کدورت کردن. مساهله. رجوع به سازش شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) با کسی صلح کردن رفع کدورت و اختلاف کردن.

جمله سازی با سازش کردن

💡 روز دوشنبه، ۱۱ ژوئن، روزی که یهودا درگذشت، شیمون پرز، وزیر امور خارجه اسرائیل، با نبیل شعث، وزیر همکاری‌های بین‌المللی فلسطین در لوکزامبورگ دیدار کرد تا یک سازش را بررسی کنند. تنت روز بعد یک جلسه پرتنش ۴ ساعته را اداره کرد که پس عدم دستیابی به توافق متوقف شد. اسرائیلی‌ها قبل از این‌که اجازهٔ آتش‌بس بدهند، بر دستگیری افرادی که مظنون به تروریسم بودند اصرار داشتند، در حالی که فلسطینی‌ها خواستار آن بودند که ترتیبات امنیتی با تعهد اسرائیل برای متوقف کردن تمامی ساخت‌وسازها در شهرک‌ها در سرزمین‌های اشغالی دنبال شود. فلسطینی‌ها از انجام آنچه دستگیری‌های خودسرانه نامیدند خودداری کردند. ژنرال شائول موفاز، رئیس ستاد ارتش اسرائیل، خود آتش‌بس را «توهم روشن» خواند.

💡 فرگشت هر جنبه‌ای از شکل و رفتار جانداران را تحت تأثیر قرار می‌دهد. برجسته‌تر از همه سازگاری رفتاری و جسمی خاصی است که در نتیجه انتخاب طبیعی به‌دست می‌آید. این سازش‌ها با کمک فعالیت‌هایی از قبیل پیدا کردن غذا، اجتناب از شکارچیان یا جذب جفت؛ تناسب را افزایش می‌دهند. جانداران همچنین می‌توانند با کمک به بستگان خود یا شرکت در همزیستی که برای هر دو طرف سودمند است؛ به انتخاب پاسخ دهند. در دراز مدت، فرگشت موجب تقسیم جمعیت‌های اجدادی به گونه‌هایی جدید می‌شود که آمیزش نمی‌کنند.