لغت نامه دهخدا
ساروج گر. [ گ َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) آنکه ساروج را در بنا بکار برد. صاروج گر. || آنکه با آمیختن آهک و خاکستر ساروج سازد.
ساروج گر. [ گ َ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) آنکه ساروج را در بنا بکار برد. صاروج گر. || آنکه با آمیختن آهک و خاکستر ساروج سازد.
( صفت ) آنکه ساروج تهیه کند ساروج گر
💡 آجرهای مربعی شکل، سنگ و ساروج، آهگ و خاک رس از عمدهترین مصالح بهکار رفته در سد است. این سد از نوع بتونی و قوسی با ارتفاع ٢۴٫۵ متر است که برای آن ۸۵ هزار مترمکعب بتونریزی انجام شدهاست و دارای عمق حوضچهٔ آبگیر ۲۰ متر، طول آن در قسمت تاج ۵۲ متر و عرض تاج بین ۱۲۰ تا ۱۲۵ سانتیمتر است.
💡 این جاده به دستور شاه عباس از دریاچه نمک تا دامغان ساختهشد، و از کاروانسراهای مرنجاب و سیاهکوه میگذشت. ده فرسنگ از این راه را از میان لجنزارها و شورابههای لغزندهٔ کویری با سنگ، زغال چوب و ساروج پیریزی کردند. در کتاب عالم آرای عباسی هزینههای نقدی این راه دههزار تومان برآورد شدهاست.