لغت نامه دهخدا
رو ماندن. [ دَ ] ( مص مرکب ) مأخوذ به حیا شدن. از روی حجب و حیا به کاری تن دردادن یا کاری را پذیرفتن. ( یادداشت مؤلف ).
- تو رو درماندن؛ ملاحظه کردن بسبب حیا و شرم.
رو ماندن. [ دَ ] ( مص مرکب ) مأخوذ به حیا شدن. از روی حجب و حیا به کاری تن دردادن یا کاری را پذیرفتن. ( یادداشت مؤلف ).
- تو رو درماندن؛ ملاحظه کردن بسبب حیا و شرم.
💡 او در سال ۱۸۶۳ در رم بر اثر سکته درگذشت. برادرزاده او، نقاش گویلمو یاننی، زندگینامهای به یاد ماندنی در ۱۰ جلد نوشت که پس از مرگش در سال ۱۹۶۷ منتشر شد.
💡 تشنه ماندن در بیابان چند بردارید گام از لب زمزم به هر تشنه صلایی بشنوید
💡 در فصل ۱۰–۲۰۰۹ اسپانیول بی در جایگاه شانزدهم، بالاتر از منطقه سقوط، به پایان رساند ولی در بازی پلی آف برای ماندن در لیگ باخت و به لیگ پایینتر سقوط کرد.
💡 همیشه برای خواندن فرصتی هست اما فرصتی تا ماندنی بودن و ماندنی شدن غنیمت که تا آخرین نُت آرزویش خواهم کرد. زمزمه تازهتر برای دوستان ساده و صبورم نیافتم. خبر اینکه هنوز هم عشق یک رنگ است. من رضا صادقی عاشقانه هستم و خواهم ماند، امیدوار و محکم، همین...
💡 تپه چغا ماندنی مربوط به دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان بروجرد، بخش مرکزی، روستای عربان واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۳ بهمن ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۷۶۶ بهعنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
💡 باشگاه فوتبال شهرداری لنگرود، یک باشگاه فوتبال ایرانی در لنگرود است. در سال ۹۴، علی رغم باقی ماندن شهرداری لنگرود در لیگ دسته دوم، سپیدرود پروانه این باشگاه را خریداری کرد و شهرداری لنگرود در لیگ دسته سوم شرکت کرد.