لغت نامه دهخدا
رنج برداشتن. [ رَ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) زحمت کشیدن. رنج کشیدن. مشقت و محنت دیدن:
یکی رنج بردار و او را ببین
سخنهای دانندگان برگزین.فردوسی.بدین آمدن رنج برداشتی
چنین راه دشوار بگذاشتی.فردوسی.
رنج برداشتن. [ رَ ب َ ت َ ] ( مص مرکب ) زحمت کشیدن. رنج کشیدن. مشقت و محنت دیدن:
یکی رنج بردار و او را ببین
سخنهای دانندگان برگزین.فردوسی.بدین آمدن رنج برداشتی
چنین راه دشوار بگذاشتی.فردوسی.
زحمت کشیدن رنج کشیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و بدان كه راسخان در علم آنانند كه خداوند ايشان را از رنج وارد شدن در درهايى كه دربرابر غيب بسته شده است بى نياز ساخته است (239)، و به اقرار به جمله آنچه ازتفسيرش عاجزند از غيب محجوب، ملتزم گشته و گويند: ((ما به همه آن ايمان آورده و همهاز جانب پروردگار ماست )). پس خداوند اين اعتراف آنها به عجز از دسترسى به آنچهعلم آنها به آن احاطه ندارد را ستوده، و دست برداشتن آنها از تعمق در آنچه كه بحث از آنرا به آنان تكليف نفرموده رسوخ (و ثبات ) ناميده است، تو نيز به اين اندازه بسنده كنو عظمت خدا را به ميزان عقل خود اندازه مگير، كه از هلاك شدگان خواهى بود.