لغت نامه دهخدا
ذات حج. [ ت ُ ح َج ج ] ( اِخ ) آبی است در طریق مکّه به شام و گویند از تبوک حفار است.
ذات حج. [ ت ُ ح َج ج ] ( اِخ ) آبی است در طریق مکّه به شام و گویند از تبوک حفار است.
آبیست در طریق مکه بشام گویند از تبوک حفار است.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حلول روح وی است اندر آن همه اجسام بروز ذات وی است اندر آن همه ادوار
💡 بنوش آن جام و بنگر سر آن ذات نگه میدار از خود جمله ذرّات
💡 ععع ((و جعلنا ابن مريم و امه آية و آوينا هما الى ربوة ذات قرار و معين ))
💡 تاو ذاتالکرسی یک ستاره است که در صورت فلکی ذاتالکرسی قرار دارد.
💡 کریم ذات تو در طی صورت بشری تبارکالله گویی که رحمتیست جسیم
💡 ای نور تو بر سر ضمیر همه حاضر وی ذات تو بر راز نهان همه عالم