لغت نامه دهخدا
دیر دیدن. [ دی دی دَ ] ( مص مرکب ) دور دیدن. بعید دیدن:
بلندیش بینا همی دیر دید
سر کوه چون تیغ شمشیر دید.فردوسی.
دیر دیدن. [ دی دی دَ ] ( مص مرکب ) دور دیدن. بعید دیدن:
بلندیش بینا همی دیر دید
سر کوه چون تیغ شمشیر دید.فردوسی.
دور دیدن. بعید دیدن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در کعبه پی دیدن چهر تو روا رو در دیر به ورزیدن مهر تو هیاهو
💡 کشته گشتن عادت دیرین ماست وین کرامت دیدن و آئین ماست