دوتایی شدن
مترادفها
دوگانه شدن، جفت شدن
متضادها
یکتا شدن
لغت نامه دهخدا
دوتایی شدن. [ دُ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) خم شدن. خمیدن. خمیده گشتن. دوتو شدن. دوتاه گشتن. ( یادداشت مؤلف ):
دوتایی شد آن سرو نازان به باغ
همان تیره گشت آن گرامی چراغ.فردوسی. || خم شدن احترام بزرگی را. خمانیدن قامت بزرگداشت شاه و امیر و بزرگی را. دوتا شدن:
دوتایی شد و بر زمین بوسه داد
بخندید ازو شاه و دل کرد شاد.فردوسی.دوتایی شدندی بر تخت او
از آن برشده فره و بخت اوی.فردوسی.رجوع به دوتا شدن شود.
فرهنگ فارسی
خم شدن. خمیدن.
جمله سازی با دوتایی شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جارویی آبشش را نباید با رشتههای آبششی که بخش گوشتی آبشش را تشکیل داده و برای تبادل گاز استفاده میشوند، اشتباه گرفت. جاروییهای آبشش معمولاً در ردیفهای دوتایی از سمت پشتی و جلوی هر یکی از کمانهای آبششی بیرون زدهاند. تعداد، شکل و فاصله جاروییها بسیار متفاوت است. این زائدهها به وسیله شکل خود از رد شدن ذرات غذایی جلوگیری کرده و تغذیه پالیدهخواران را فراهم میآورند.
💡 گاهی، تنها گواه دوتایی بودن یک ستاره با بررسی اثر داپلر بر روی نور ساطع شده از آناست. در چنین موردی، اگر ستارهٔ دوتایی متشکل از یک جفت ستاره باشد در آن از خطوط طیفی در نور ساطع شده از هر ستاره، نخست به سمت آبی کشانده میشود، و پس از آن، به سمت رنگ قرمز متمایل میشود، که همان حرکت به سوی ما، و سپس دور شدن از ما، در طول حرکت خود به دور مرکز سنگینی سراسری مشترک خود، در طول دور زدن مدار خویش است.