ده کبود

لغت نامه دهخدا

ده کبود. [ دِه ْ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان نورعلی بخش دلفان شهرستان خرم آباد. واقع در12هزارگزی شمال نورآباد. دارای 240 تن سکنه می باشد.آب آن از چشمه مرادجان تأمین می شود. ساکنین از طایفه چواری هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
ده کبود. [ دِه ْ ک َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان دروفرامان بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان. واقع در 32هزارگزی خاور کرمانشاه. سکنه آن 250 تن. آب آن از قنات تأمین می شود. از سلیمانیه اتومبیل می توان برد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).

جمله سازی با ده کبود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دیده های بیکران چهره چرخ کبود شد سپید ایرا که ملکت را بسی کرد انتظار

💡 گر روی زرد ما نشد از جام عیش سرخ زخم کبود سیلی غم بر قفا بس است

💡 آویزان نگه داشتن آن در پارچه کبود باعث پذیرش جاه و زدودن ترس می‌شود و آویختن آن بر نخل، نگهدارنده میوه آن است.

💡 هرکو نخواهدت چو سمن تازه روی و شاد همچون بنفشه چهره کبود و خمیده باد

💡 اوست در خیمه این پیر کبیری کبود هنری شاهی کز هر هنری صد ایر است

کصخل یعنی چه؟
کصخل یعنی چه؟
آبجی یعنی چه؟
آبجی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز