دز ابرج
لغت نامه دهخدا
دز ابرج. [ دِ زِ اَ رَ ] ( اِخ ) کوهی است بالای ابرج که یک نیمه آن محکم است و یک نیمه محکم نیست چنانکه حصارتوان کردن و بستدن. اما بتاختن و زودی نتوان ستدن وآب روان در این دز می گذرد و از کوه به زیر می افتد وآب دیه از آن است. ( فارسنامه ابن البلخی ص 157 ).
جمله سازی با دز ابرج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 این روستا در دهستان ابرج قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۰۲۸ نفر (۲۱۱خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان ابرج قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بودهاست.
💡 آبشار دشتک ابرج در ناحیهٔ دشتک ابرج در شهرستان مرودشت واقع شدهاست. این مکان دارای پتانسیل جذب گردشگر است و دارای دو آبشار زیبا هست به علت نبود راه مناسب در حال حاضر کمتر گردشگری به آن منطقه میرود.
💡 استخر، قلعه شکسته، اشکنون (اشکنوان) سه کوه مجاور یکدیگرند نزدیک استخر (فارس) و از هرجای جلگه مرودشت و ابرج و رامجرد آنها را میتوان دید.
💡 این روستا در دهستان ابرج قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۶۲ نفر (۴۹خانوار) بودهاست.
💡 این روستا در دهستان ابرج قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۱۸ نفر (۲۱خانوار) بودهاست.