درب ده
لغت نامه دهخدا
درب ده. [ دَ دِه ْ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان کولیوند بخش سلسله شهرستان خرم آباد. واقع در 30هزارگزی باختر الشتر و 14هزارگزی باختر راه شوسه خرم آباد به کرمانشاه. آب آن از چشمه ها و راه آن مالرو است. ساکنان این ده از طایفه کولیوند قلائی هستند. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
فرهنگ فارسی
دهی است از دهستان کولیوند بخش سلسله شهرستان خرم آباد.
جمله سازی با درب ده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در آنجا دربان هتل کشته میشود و کشیشی که در آن هتل اقامت داشت و از دوستان جِین مارپل بود، ناپدید میشود.
💡 کوچه[خیابان] درب اندرون پیش از پر کردنِ خندقِ شرقیِ ارگ و احداث خیابان ناصریه[ناصرخسرو]، به وسیلهٔ پل چوبی، با قسمت شرقیِ شهر، ارتباط داشت که به آن تخته پلِ جدید میگفتند.
💡 تا توان گفتن همی با خسرو سیارگان کای زکیوان پاسبان وز ماه دربان یافته
💡 رایکوف در پانزده دربی متوالی مربی استقلال بودهاست و از این لحاظ رکورددار است.
💡 آن رنگ عبهر از کجا وان بوی عنبر از کجا وین خانه را در از کجا تا خدمت دربان کنیم
💡 چو رفتم بر درش بسیار، دربان گفت کاین مسکین گرفتار است گویی، کاین طرف بسیار میآید