لغت نامه دهخدا
دخول کردن. [ دُ ک َ دَ ] ( مص مرکب )درآمدن. || مباضعت کردن. آمیختن با زن.
دخول کردن. [ دُ ک َ دَ ] ( مص مرکب )درآمدن. || مباضعت کردن. آمیختن با زن.
در آمدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خودارضایی یا جَلق زدن[الف] یا اِستِمنا یکی از روشهای ارضای میل جنسی است. به عبارت دیگر، خودارضایی به تحریک جنسی اندام جنسی خود، جهت برانگیختگی جنسی یا سایر لذتهای جنسی اطلاق میشود و معمولاً به اوج لذت جنسی میانجامد. برای برانگیختگی ممکن است از دستها، انگشتان، اشیاء معمولی و اسباببازیهای جنسی از جمله لرزاننده یا ترکیبی از همگی استفاده شود. تحریک کردن شریک جنسی با دست همچون انگشت کردن، دستکامدهی، خودارضایی متقابل، فعالیتهای جنسی شایعی هستند که ممکن است بهجای دخول جنسی بکار روند. بهعبارتی، خودارضایی عموماً به انجام این عمل توسط خود شخص اطلاق میشود، اما تحریک آلت توسط فردی دیگر، البته بدون آمیزش جنسی (معمولاً با دست) را نیز نوعی خودارضایی میدانند.
💡 تنها ۱۱۶ مرکز پذیرای مسافران در گالاپاگوس میباشد. ۵۴ مرکز از این مراکز بر روی سطح خشکی واقع شدهاند و ۶۲ مرکز جهت غواصی عمیق یا غواصی با لوله دخول و خروج هوا در عمق کم میباشد. گروههای کوچک تنها قادرند در شیفتهایی که ۲ تا ۴ ساعته هستند بازدید به عمل بیاورند که مقصود از این شیفتها محدود کردن تأثیرات روی منطقه میباشد. تمامی گروهها دارای رهبر تور هستند که دارای گواهینامه تور باشد.