لغت نامه دهخدا
خیانت کاری. [ ن َ ] ( حامص مرکب ) دغلبازی. ناراستی. ناپاکی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خیانت کاری. [ ن َ ] ( حامص مرکب ) دغلبازی. ناراستی. ناپاکی. ( یادداشت بخط مؤلف ).
دغلبازی ناراستی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این نمایش به مقولاتی مثل خشونت، خیانت، حسادت و توهم میپردازد و به تماشاگر به عنوان انسان نظارهگر هشدار میدهد و او را به خودش ارجاع میدهد. دنیای این نمایش پر از اعوجاج و کنتراست است و اینها مستقیماً موجب ترس ما میشود خصوصاً ترس از مواجه شدن با خودمان و این کاری است که کارگردان اثر با ما میکند.
💡 در ایران بازرس یا کارآگاه خصوصی غیرقانونی است و ساز و کاری برای دریافت مجوز از نیروی انتظامی یا سازمان دولتی دیگری وجود ندارد. هرچند در زمینههای گوناگون افرادی به صورت بدون مجوز اقدام به انجام فعالیت مینمایند و از طریق آگهی کارفرما پیدا میکنند بهخصوص تحت نظر گرفتن شوهران توسط همسران آنها برای یافتن نشانی از خیانت مشتری زیادی دارد.