خوش ایین

مترادف‌ها

نیک‌سنت

متضادها

بد، ناخوش، زشت، ناپسند

لغت نامه دهخدا

( خوش آیین ) خوش آیین. [ خوَش ْ / خُش ْ ] ( ص مرکب ) خوش نقش و نگار. خوش زینت. ( یادداشت بخط مؤلف ):
کافران چون جنس سجّین آمدند
سجن دنیا را خوش آیین آمدند.مولوی.

فرهنگ فارسی

( خوش آیین ) خوش نقش و نگار خوش زینت

جمله سازی با خوش ایین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 تو را پندی دهم ای طالب دین یکی پندی دلاویزی خوش آیین

💡 به آن نیکراه و خوش آیین اوی به ستواری باره ی دین اوی

💡 بنهان از همه خلقان چه خوش آیین باغی است که چو گل در چمنش جامه جان بدریدم

💡 بیا تاشاد بگذاریم ما بستان غزنین را مکن بر من تباه این جشن نوروز خوش آیین را

💡 آیین برافروختن آتش بنهاد وین نغز خوش آیین هم از آنروز ابرجاست

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران