خم گوشه
لغت نامه دهخدا
خم گوشه. [ خ َ ش َ / ش ِ ] ( اِ مرکب ) دو سر کمان. دو شاخ کمان. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
دو سر کمان دو شاخ کمان
جمله سازی با خم گوشه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گوشهای گیرد از ایّام خیالی اگرش چشم شوخ تو به هر گوشه کمینها نکند
💡 میگلی گوشهای کوچک است که در شوشتری اجرا میشود و از توابع شوشتری محسوب میگردد.
💡 به غیر از دختر رز کیست در میخانه همت که بخشد گوشه ای، از خاک بردارد فلاطون را
💡 این کوی مغان است و بهر گوشه از این کوی مستانه دومغ دست بهم داده که مستیم
💡 ساکن میخانه را بزم فریدون نیست جای گوشه ی دیر مغان بزم فریدون منست
💡 این گوشه، هفتمین گوشه از گوشهها یا گنجینههای موسیقی شوشتر است که در شور و ابوعطا نواخته میگردد.