لغت نامه دهخدا
خفیف و خوار. [ خ َ ف ُ خوا / خا ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) سبک. بیمقدار. حقیر. ذلیل. بیقدر. ناچیز. خوار. ( یادداشت بخط مؤلف ).
خفیف و خوار. [ خ َ ف ُ خوا / خا ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) سبک. بیمقدار. حقیر. ذلیل. بیقدر. ناچیز. خوار. ( یادداشت بخط مؤلف ).
سبک بی مقدار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سفال نیز در صورت ضربه خفیف و تا زمانی که ترک نخورده باشد، صدای زنگ میدهد.
💡 این دارو در رفع حالات التهابی دستگاه فوقانی از جمله رینیت آلرژیک، التهاب حاد یا تحتِحاد سینوسها، خروسک، التهاب حاد گوارش میانی والتهاب نای و نایژه و نیز تسکین علامتی سرفههایِ خشکِ ناشی از گلودردِ خفیف و تحریک ناشی از سرماخوردگی، به کار میرود.
💡 مُوبُرُم(mob'or'om)(دو استرس دارد و استرس اولی خفیف و استرس دومی شدید تر است) به معنی: من او را با خودم میبرم یا من او را به مقصد خواهم رساند. مثال: تو کارِت نِبِشِه مو اورِه مُبُرُمِش: تو نگران او نباش من او را (به عنوان مثال به مدرسه) میبرم.
💡 حروف حلقی عربی، مثل "ع"، "ح"، که در اغلب لهجههای فارسی خفیف و به صورت "ا" و "ه" تلفظ میشود، در این لهجه با غلظت شدید بیان میشود. از این جهت، شبیه لهجههایی مثل دزفولی و نیشابوری است. حتا گاهی برعکس، "ه"، "ح" تلفظ میشود. مثلا "لِه" را "لِح" میگویند.
💡 بحرِ رَجَز در اصطلاح عروضی، به بحر شعری گفته میشود که ارکان آن از تکرار «مُستَفعِلُن» (- - U -) یا زحافات آن تشکیل شده و از بحور متّفقالارکان است. رَجَز به معنی اضطراب و سرعت است و تداعی جنگ آوری و حماسه است. رجز (ارجوزه) همچنین شعری است که هنگام جنگ برای مفاخره خوانند. (مستفعلن – دو سبب خفیف و وتد مقرون «°|°|°°|/– – ᴗ –»)
💡 دیفنوکسیلات بهصورت کمکی در درمان علامتی اسهالهای مزمن و حاد (به خصوص اسهالهای ویروسی) و همچنین کولیت اولسرز خفیف و مزمن مصرف میشود.