خسته بندی

لغت نامه دهخدا

خسته بندی. [ خ َ ت َ / ت ِ ب َ ] ( حامص مرکب ) عمل خسته بند. جراحت بندی. زخم بندی. ( یادداشت بخط مؤلف ). || جراحی. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

عمل خسته بند جراحت بندی کردن.

جمله سازی با خسته بندی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ره از شلوار بندش دید بسته چو بندی شد دلش زین عقده خسته

نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
عزیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز