خدع گر
مترادفها
حیلهگر، فریبکار، مکار
متضادها
صادق، درستکار
لغت نامه دهخدا
خدع گر. [ خ ُ گ َ ] ( ص مرکب ) فریبنده. دغل باز. ( از آنندراج ). این ترکیب شاید از ترکیبات فارسی زبانان هند باشد،زیرا در بین ایرانیان خدعه گر مشهور است نه خدع گر.
فرهنگ فارسی
فریبنده دغل باز
جمله سازی با خدع گر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 من قلت تجربته خدع و من كثرت تجربته قلت غرته؛ (143) كسى كه تجربهاش كم باشد نيرنگ خورد، و كسى كه تجربه اش بسيار باشد، فريب خوردنش كم ترباشد.