لغت نامه دهخدا
خدای دانی. [ خ ُ ] ( حامص مرکب ) عمل خدای دان. خداشناسی. ( یادداشت مؤلف ).
خدای دانی. [ خ ُ ] ( حامص مرکب ) عمل خدای دان. خداشناسی. ( یادداشت مؤلف ).
عمل خدای دان خداشناس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از استاد ابوعلی دقّاق شنیدم رَحِمَهُ اللّهُ اندر قول خدای عَزَّوَجَلَّ وَاَیُّوبَ اِذْ نادَی رَبَّهُ اَنّی مَسِّنِی الضُّرُ وَاَنْتَ اَرْحَمُ الرّاحِمینَ نگفت اِرْحَمْنی ادب خطاب بجای آورد و عیسی عَلَیْهِ السَّلامُ همچنین گفت اِنْ تُعَذِّبْهُم فَاِنَّهُمْ عِبَادُکَ و دیگر گفت اِنْ کُنْتُ فَقَد عَلِمْتَه و چون خداوند تَعالی باز او گوید تو گفتی مردمانرا، مادرم را بخدای گیرید، ادب خطاب نگه داشت نگفت که نگفتم و گفت اگر گفتم تو دانی.