لغت نامه دهخدا
خانی جان خانم. [ ن ُ ] ( اِخ ) اسم خواهر حسین بیک پسر خواجه شجاع الدین شیرازی که در خدمت نواب پری خان خانم صفوی اعتباری عظیم داشت. او یکی از عوامل بوزارت رسیدن حسین بیک بود. ( از عالم آرای عباسی چ 2 ص 226 ).
خانی جان خانم. [ ن ُ ] ( اِخ ) اسم خواهر حسین بیک پسر خواجه شجاع الدین شیرازی که در خدمت نواب پری خان خانم صفوی اعتباری عظیم داشت. او یکی از عوامل بوزارت رسیدن حسین بیک بود. ( از عالم آرای عباسی چ 2 ص 226 ).
نام خواهر حسین بیک پسر خواجه شجاع الدین شیرازی است که در خدمت نواب پری خان خانم صفوی اعتباری عظیم داشت.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بآب غربت دادم بطوع و طبع رضا زدم ز بهر تو در جان خانمان آتش
💡 بیگم جان خانم شاهزاده قاجار و دختر فتحعلیشاه و بدر جهان خانم بود. وی مادر ملکجهان خانم (مهد علیا) مادر ناصرالدینشاه قاجار بود.