لغت نامه دهخدا
خاطر نگاه داشتن. [ طِ ن ِ ت َ] ( مص مرکب ) مواظبت کردن. مراعات کردن:
شکر خدا که خاطر ما را نگاه داشت.محمداشرف ( از آنندراج ).
خاطر نگاه داشتن. [ طِ ن ِ ت َ] ( مص مرکب ) مواظبت کردن. مراعات کردن:
شکر خدا که خاطر ما را نگاه داشت.محمداشرف ( از آنندراج ).
مواظبت کردن مراعات کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بدین ترانه به ترتیب قرب پنجه بیت ادا نمود و به خاطر نگاه داشت چنین
💡 داستان ۲ - راننده تاکسی که یکبار به خاطر نگاه کردن به یک دختر باعث مرگ یک مرد شده شب هنگام پرستار را که برای معالجه دخترش به پول نیاز دارد از مرکز شهر به مقصد میدان آزادی سوار میکند. ستاره پولهای زیادی را که مرد در داشبورد گذاشته تا به عنوان دیه بپردازد میبیند. او سعی میکند به وسیله تیغی که در کیف دارد راننده تاکسی را تهدید کرده و پولها را از او بگیرد…