خاطر نشان کردن

لغت نامه دهخدا

خاطرنشان کردن. [ طِن ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) مرکوز ذهن کردن. تذکر دادن.

فرهنگ فارسی

مرکوز ذهن کردن تذکر دادن

جمله سازی با خاطر نشان کردن

💡 نه از شوخی رودهر دم به گلزار دگر یارم حدیث بینوایی می کند خاطر نشان گل

💡 بـه هـر حـال زنـدگـى قـوم لوط كـه بـه انحراف جنسى و همجنس گرائى و عادات زشت ونـنـگـيـن ديـگـر در دنـيا مشهورند، و همچنين پايان دردناك زندگى آنها مى تواند تابلوىگـويـائى بـراى كـسـانـى كه در منجلاب شهوت غوطه ورند بوده باشد، و گسترش اينآلودگى در ميان انسانها ايجاب مى كند كه اين ماجرا بارها خاطر نشان گردد.

💡 در سانتیاگو شیلی، به دستور ژنرال پینوشه، از تاریخ ۱۲ سپتامبر ۱۹۷۳ پلیس این کشور استادیوم ملی را به تسخیر خود درآورد و در آنجا مشغول شکنجه و کشتار هزاران مخالف شد. با اینحال مقامات شیلیایی خاطر نشان می‌کنند که استادیوم مربوطه برای تاریخ بازی بازگشت آماده خواهد بود.

💡 ولادیمیر مینورسکی در مقاله‌ای با عنوان «شاهسون» که در دائرةالمعارف اسلامی درج گردیده‌است، خاطر نشان می‌کند که اسناد و شواهد موجود روایت مالکم را تا حدی مغشوش ساخته‌است زیرا منابع تاریخی عصر صفوی ما را به این حقیقت که شاه عباس اول قبیله‌ای را ایجاد نموده و آن را شاهسون نامیده باشد رهنمون نمی‌سازد.

💡 باید خاطر نشان ساخت که خدمت وظیفه عمومی هنوز به‌طور رسمی در آرژانتین به پایان نرسیده‌است؛ قانون خدمت نظامی اجباری هنوز هم در کتاب‌ها موجود است و امکان استفاده از آن در زمان جنگ، بحران یا حالت‌های اضطراری وجود دارد.