خار در ره نهادن
مترادفها
سد راه شدن، مانع شدن
متضادها
هموار کردن، تسهیل کردن
لغت نامه دهخدا
خار در ره نهادن. [ دَ رَه ْ ن ِ /ن َ دَ ] ( مص مرکب ) رجوع به خار در راه نهادن شود.
جمله سازی با خار در ره نهادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ای خار در دو چشم فلک رسته تا به قهر در نرگس شکفته او خار چون شکست؟
💡 به وعده گل بی خار او مرو از راه که خار در جگر انتظار می کشند
💡 هرگل که دیدم آبلهٔ خون چکیده بود یا رب چه خار در دل گلشن شکستهاند
💡 گل فتاده است به چشم تو ز غفلت، ورنه خار در هر سر انگشت هنرها دارد
💡 رهروی را که بود درد طلب دامنگیر خار در رهگذر راهنما میریزد
💡 او با تصمیمات بیملاحظه و بدون مشورت با دیگران، عملاً با خار در ره نهادن و دشوار کردن مسیر پیشرفت خود در زندگی حرفهایاش را آغاز کرد.
💡 برخی افراد با ایجاد اختلافات بیمورد میان دوستان، عملاً با خار در ره نهادن، آرامش و صمیمیت میان آن گروه را از بین میبرند.
💡 تلاش برای رسیدن به اهداف بزرگ بدون برنامهریزی دقیق، مانند خار در ره نهادن است که مانع از رسیدن به مقصود نهایی میشود.