حق الارض

مترادف‌ها

حق زمین

لغت نامه دهخدا

حق الارض.[ ح َق ْ قُل ْ اَ ] ( ع اِ مرکب ) حقی که بمالک زمین دهند برای کشت یا چرانیدن مواشی یا مرور و امثال آن.

فرهنگ فارسی

حقی که به مالک زمین دهند برای کشت یا چرانیدن مواشی یا مروز و امثال آن

جمله سازی با حق الارض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آيه 74:و قالوا الحمد لله الذى صدقنا وعده و اورثنا الارض نتبواء من الجنة حيث نشاءفنعم اجرالعاملين

💡 دليل بر اينكه معناى آيه همان است كه ما گفتيم نه معنى ديگرى، جمله (و لله ملكالسموات و الارض...) است به بيانى كه -ان شاء اللّه - خواهد آمد.

💡 نـخـسـت مـى گـويـد: (آيـا نديدى كه خداوند از آسمان آبى فرستاد و زمين خشكيده و مردهبـواسـطـه آن سـبـز و خـرم مـى گـردد)؟! ( اءلم تـر ان اللهانزل من السماء ماء فتصبح الارض مخضرة ).

💡 2ـ يا داود انا جعلناك خليفة فى الارض ص آيه 26 ـ (اى داود ما تو را در زمين خليفهقرار داديم ).

💡 در تفسير عياشى از حمران از ابى جعفر (عليه السّلام ) روايت كرده كه گفت من از آن جنابمعناى آيه (خالدين فيها ما دامت السموات و الارض الا ما شاء ربك ) را پرسش نمودم،فرمود: اين آيه درباره آن عدّه اى است كه از آتش بيرون مى آيند.

💡 کشاورزانی که از زمین‌های اربابی برای کشت و زرع محصولات خود استفاده می‌کنند، موظف هستند هر سال مبلغ مشخصی را به عنوان حق‌الارض به مالک زمین پرداخت نمایند.

💡 در قراردادهای قدیمی کشاورزی، میزان حق‌الارض بر اساس نوع محصول و میزان آبیاری زمین تعیین می‌شد تا عدالت بین مالک و کشاورز رعایت گردد.

💡 برای جلوگیری از اختلافات حقوقی در آینده، حتماً میزان حق‌الارض و نحوه پرداخت آن را در متن قرارداد رسمی و مکتوب قید کنید.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران